تبليغاتX
ملای کوهستان

سه شنبه 23 / 12 / ... ساعت دوازده و بيست دقيقه چاشت                 " ايراد گير"

از صبح روز شنبه بعد از عيد قربان بار ديگر كارم را آغاز كردم تا يك هفته ديگر و به تكرار هفته هاي گذشته و به تكرار آن هفته هاي ديگر، در كنار شاگردانم باشم و كوشش كنم تا درسهاي شاگردانم را كه بخاطر تعطيلات عيد با روحيه خوبي هم به مكتب مي آمدند را به دقت زير نظر داشته باشم.

در اين هفته انتظار كدام رويداد بخصوصي را هم نداشتم چون فعلاً كارم تكرار مكررات است. شنبه و يكشنبه هم طبق بيش بيني ام به آرامي گذشت اما ديروز دوشنبه تقريباً اول صبح، من تازه كارم را شروع كرده بودم كه شاهد يك بيش آمد بسيار جالب بودم. .........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 13:1  توسط میر خو زاده  | 

شنبه 20  /  12 / ....        ساعت  يك و نيم بعد از ظهر:

تعطيلات عيد قربان، با تمام خوشيهاي خود پايان يافت و من بار ديگر به محل انجام وظيفهء خود بازگشتم تا دوباره كارهاي ملايي خود را از سر بگيرم .  تعطيلات بهترين فرصتي بود تا من بتوانم .........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 14:12  توسط میر خو زاده  | 

جمعه 12 /12 /  ...... ساعت يك و چهل دقيقه پيشين:

من درسهايم را تعطيل كرده ام شاگردان مكتب را رخصتي داده ام و تا يك هفتهء ديگر تقريباً بي كار مي باشم؛ چون تعطيلات عيد قربان را پيش روي دارم. الآن تقريباً من هستم با يك فرصت طلايي طولاني براي ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 15:14  توسط میر خو زاده  |